
زیبا کرباسیزیبا کرباسی در تبریز متولد شده و در بریتانیا زندگی میکند. او دفترهای شعر خود را با نامهای «کژدم در بالش» (با مقدمه اسماعیل خویی)، و «با ستارهای شکسته بر دلم» منتشر کرد و در خارج از ایران به شهرت رسید. «دریا غرق میشود»، «جیز» و «کُلاژ» از دیگر مجموعههای اوست.زیبا کرباسی، شاعربیژن باران در نقد دنیای شعری او مینویسد: « شعر کرباسی مملو از صمیمیت، غرایز مثبت، عواطف انسانی است. او از زبانبازی پرهیز میکند. از اینرو، خواننده جذب شعر صمیمی او شده؛ در او به جای زبانبازی و حرافی صمیمیت و عاطفه میبیند.»صراحت در بیان عواطف زنانه، تنکامی و حساسیت نسبت به موضوعات اجتماعی و بهکارگیری تعابیر کاملاً تازه از ویژگیهای جهان شعری زیبا کرباسیست.شعر «به حق جگر» با سرایش و صدای او در نقد انقلاب و اعدام است با زبانی که از ریشخند بینصیب نمانده است.به حق جگروقتی تکه تکههایی از تو نیز زنده مرده باشند در من……رقص اتن ۱۳۷۹این جا زمین شعر استاز هفت ستون هیکلشجرثقیلها آویزانبامها با پشت پرت میشوند ازهفت مای ملتشما ملتیمشانه به شانهی همهااهملتیم با باهوها مانمشت سوی آسمان میبریمخانهی کلنگییتان زیر لگدکوببوی رازیانه و تلخون میدهدهر چه دولتیاجارهایاز هر جنسهر قماشساخت صنعت کارخانههرچه دستساززیر آروارهی چفتمانمزهی جگر میدهد جیگربه حق حق که گرفتنیستبه حق کلمه که لام تا کامش آدم بودبه حق هفت که هفت باردر سینهی تیر هفت تپید و قلب افتادبه حق آفتاب که در غیبتشچراغهای فسقلی شهرسلیطههای منور اندبه حق نان که بیآب از گلو پایین نمیرودبه حق نام که در نای من به تکرار آمد و مادرم شدبه حق تیغ که آشنای رگ استبه حق تاریکی که بیدمش عاشق حرام شدبه حق نمک که «چیچست» را قلفتی بالا کشیدتا رومییه زرتشت طاعون عمامه نمکگیر کندبه حق جگر اگر اگر اگر لب باز کنممثل جنگلهای گلستان آتش میگیری جیگرجگرت را چنان به دندان بجومکه دیوارهای قزلحصار قصر و اوینات کلاغ بپرنددر خواب شکنجهگرانت خوکها و گرازهای وحشی وارونه بدوندو انقلاب انقلاب بریزد از هفت گوشهاتو هفت جدّ و سوراخت سفره شوداستخوان درشت شعرم در گلویت چنان گیر کندکه تکههای وطنم تنم شعرم این «حبهی انگور»از حلقوم وحلقههایتخم چشم وقزدهاتدرسته بیرون بپرد۱- چیچست : نام قدیم دریاچهی ارومیه۲-...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر