
سمیه رستم پورآنچه در زیر خواهد آمد روایتی تحلیلی از مواجههی یک هیئت سیاسی از فمینیستهای چپ انترناسیونال کشور فرانسه، با فعالین زن سازمانهای مختلف مرتبط با زنان در کردستان ترکیه است که در خلال این روایت تلاش خواهیم کرد به این سوال پاسخ دهیم که چگونه زنان این دو جغرافیا میتوانند فارغ از هژمونیِ گفتمان دوگانه شرق-غرب که بر سلطه فرهنگی و فکری غرب بر شرق استوار است، به یک همبستگی بینالمللی و ارتباطی دوسویه و سازنده در آینده امیدوار باشند. همچنین نشان خواهیم داد که مقاومت کوبانی و نقش موثر زنان در آن، چطور رویکرد غالب شرقشناسی در تحلیلهای فمینیستی را نیز به چالش کشیده و راه جدیدی برای جنبش زنان در کلیت آن باز کرده است.برای سالهای طولانی، نگاههای شرقشناسانه در تحلیل وضعیت سیاسی-اجتماعی خاورمیانه دست بالا را داشته است؛ اکنون که سالهاست از طرح نظریات ادوارد سعید و سایر منتقدان شرقشناسی گذشته و در دانشگاههای غربی نیز حساسیت لازم در انتقاد به این رویکرد بهوجود آمده، این سوال همچنان مطرح است که آیا میتوان شرق و غرب را بهعنوان دو مفهوم جدا در مقایسه با یکدیگر، و در عینحال هریک را مفهومی منسجم و یکپارچه فرض کرد؟ چگونه غرب و شرق میتوانند بدون سوگیری ارزشی و در موقعیتی یکسان، یکدیگر را فهم کنند و از دستاوردهای هم بهره ببرند؟ آیا اصولا این دو واژه برای توصیف تفاوتها بهدرستی انتخاب شدهاند یا نه؟در مورد خاورمیانه، که روژئاوا همچون بخشی از آن محور این نوشته است، شاید شرایط غیردموکراتیک ِ اغلب کشورهای منطقه و نیز وجود پارامتری مشترک به نام اسلام میان کشورهای عربی، بیش از هرچیز تصور چنین یکدست بودنی تحت لوای مفهوم شرق را تقویت کرده باشد، اما رخدادهای سیاسی همواره قابل پیشبینی نیستند. مردم منطقه اخیرا از یکسو با خیزشهای موسوم به بهار عربی تلاش کردند ایماژ غرب از خاورمیانه را، که بیشتر مبتنی بر بازنمایی رسانهای بود، برهم زنند و نشان دهند بدون دخالت غرب هم میتوان به دموکراسی دست یافت. از طرف دیگر با ظهور بنیادگرایی سیاسی اسلامی در منطقه، یکبار دیگر دست غرب برای مداخله شیخمآبانه و اربابمنشانه در معادلات خاورمیانه باز شد. در این میان اما کوبانی و در کلیتی بزرگتر...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر