۱۳۹۳ بهمن ۲, پنجشنبه

چند متر مکعب دروغ

ابوذر امینی (فیلم‌ساز)اداره دولتی «افغان‌فیلم»، امسال فیلم سینمایی «چند متر مکعب عشق»، ساخته جمشید محمودی را به نمایندگی از افغانستان به اسکار معرفی کرد. این فیلم در ایران ساخته شده و در جشنواره فیلم فجر سال گذشته، نامزد هشت سیمرغ بلورین شد و سرانجام دو سیمرغ بلورین را از آن خود کرد. داستان فیلم، روایت ساختگی و ایده‌آلی از عشق دختری افغانستانی و پسری ایرانی است. دختر افغانستانی به همراه پدر خود در یکی از کارخانه‌های حومه شهر کار می‌کنند و در‌‌ همان مکان به شکل زاغه‌نشینان ساکن‌اند.فیلم «چند متر مکعب عشق» پس از سپری کردن اکران‌های مکرر در جشنواره فیلم فجر سال گذشته ایران، به یکباره و سراسیمه در جامعه کوچک چشم به در دوخته سینمای افغانستان معرفی شد و نامش به عنوان «فیلم افغانستانی» بر سر زبان‌ها و رسانه‌ها افتاد.نمایی از فیلم «چند متر مکعب عشق» ساخته جمشید محمودیدست‌اندرکاران «افغان‌فیلم» نیز این فیلم را که حداقل از نظر تکنیکِ تصویربرداری و صدابرداری نسبتاً استاندارد بود، در آغوش گرفته و آن را به آکادمی اسکار به نمایندگی از افغانستان معرفی کردند.به همین مناسبت در این نوشتار سعی کردم تا با میانجی این اثر به میزانی از فهم زندگی انسان مهاجر افغانستانی در ایران دست یافته و نسبت این فیلم را با واقعیت موجود ارزیابی کنم.نمونه‌ای از عکس‌العمل‌های بینندگان افغانستانی این فیلم:من این فیلم را به همراه خانواده‌ای افغان دیدم. اکثراً خانم‌هایی که بزرگ‌شده ایران بودند. این دوستان، فیلم را با ذوق و شوق آغاز کردند اما دیری نگذشت که این ذوق و شوق به عکس‌العمل‌هایی منفی بدل گشت و توجه مرا بیشتر از فیلم به خود جلب کرد. دختر خانمی بیست و هشت ساله که تمام عمر خود را در ایران گذرانده بود، گفت: «آره جان خودتان! شما به یک دختر افغان با دیده عشق می‌بینین؟» دیری نگذشت که دیگری گفت: «واقعاً دختر افغان چی در‌ای بچه ایرانی می‌تانه دیده باشه که ای‌قدر اور تحویل بگیره؟!» دیگری گفت: «اینا چرا اینجوری‌ان؟ انگار خیلی از دنیای واقعی دورن!» دیگری گفت: «چرا انقدر سرد سرد است نگاه‌شان و به زور به هم نگاه می‌کنند؟!»عکس‌العمل‌های دوستان برگرفته از دنیای حرفه‌ای سینما نبود؛ بلکه اولین و صحیح‌ترین حس‌های انسانی نسبت به فیلم مذکور...

ادامه خبر


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر