
اکبر گنجیآیت الله خامنهای در سخنرانی ۱۹/۱۱/۹۳ نه تنها مذاکره و توافق موقتی را تأیید کرد، بلکه تمامی امتیازهایی را نیز که طرف ایرانی تاکنون داده است (توقف گسترش ماشینهای غنی سازی اورانیوم، توقف غنی سازی اورانیوم ۲۰ درصدی، توقف فعالیت کارخانه اراک، توقف فعالیتهای فردو) به صراحت تأیید کرد و مطابق “منطق مذاکره” به شمار آورد. او گفت که مذاکره و امتیازهای داده شده برای “خارج کردن حربه تحریم از دست دشمن است”؛ سپس افزود که توافق بد را نمیپذیرد، اما توافق خوب و “قابل انجام” را میپذیرد. تنها توضیح او در مورد این مدعای کلی این بود که توافق بد، توافقی است که به ضرر منافع ملی و موجب تحقیر ملت بزرگ و با عظمت ایران باشد و توافق نهایی را به دو مرحله توافق بر سر کلیات و در گام بعد توافق بر سر جزئیات تقسیم نماید، که اگر چنین شود دولتهای غربی در مرحله تعیین جزئیات بهانه گیریها و زورگوییها را آغاز خواهند کرد. اما توافق خوب، توافقی است که طرفین به نقطه مشترک برسند، هیچ طرفی زیاده خواهی نکند، عزت و احترام و منافع ملت ایران در آن حفظ شود. کلیات و جزئیات در یک مرحله، و با مفاهیم روشن، واضح، غیر قابل تفسیر و تأویل به تصویب رسد. چنین توافقی مورد تأیید او و ملت ایران است.این گونه موضعگیری مبهم و فاصلهگیرنده با روند مشخص جاری، این پرسش را پیش میکشد که ولی فقیه در اصل در کجا ایستاده است؛ آیا میخواهد سیاستهای حسن روحانی پیش رود یا دارد زمینهساز امتیازدهی دوباره به محافظهکاران افراطی میشود؟ اگر پنجضلعیای به صورت اوباما – تنشجویان در رابطه با ایران در آمریکا و اسرائیل و عربستان – روحانی و ظریف – خامنهای – راست افراطی تنشجو در ایران تصور کنیم، کشاکش قدرت در درون آن چگونه است، به ویژه با نظر به نقش اوباما و خامنهای؟ مقاله زیر خطوط کلی این کشاکش را تصویر میکند.باراک اوباما پس از مذاکرات مخفیانه یکساله روابط مجدد میان آمریکا و کوبا را برقرار کرد. بسیاری از کارشناسان آمریکایی مدتها ایراد میگرفتند که قطع روابط با کوبا به زیان “منافع ملی” آمریکا است. دولتمردان آمریکایی تحت فشار “کوبایی- آمریکاییهای ضد کاسترو” و...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر