
گفتوگوی محمد محمدی با مهرداد درویش پور، جامعهشناستوضیح: این گفتوگو متن خلاصه شده، ویرایش شده و به روز شده گفتوگوی مفصلی است که مدتها پیش از این صورت گرفت و اکنون به مناسبت سی وششمین سالگرد انقلاب ایران با بازنگری منتشر میشود. – مهرداد درویشپورمحمد محمدی: آیا انقلاب ۵۷ را میتوان یک انقلاب اجتماعی نامید؟ مهرداد درویشپور: انقلاب ایران یکی از معدود انقلابهای سیاسی بود که تنها جابجایی قدرت را در بر نداشت بلکه پیامدهای اجتماعی بسیار گستردهای در حوزه ملی و بین المللی را در پی داشت که تار و پود جامعه، ساختارهای آن و مسیر آن را عمیقا تغییر داد. با این همه یک انقلاب اجتماعی که شالوده روابط تولیدی را تغییر دهد نبود.آیا از لحاظ اجتماعی سال ۵۷ زمان مناسبی برای یک تحول عظیم اجتماعی بود؟ انقلابها نه شرکت بیمه هستند که بتوانند فرجام خود را تضمین کنند و نه در آزمایشگاه تاریخ منتظر میایستند تا زمانشان فرارسد. برخی همچون داریوش همایون از انقلاب نابهنگام ایران سخن گفتهاند. اگر این بدان معنی است که جامعه در مسیر توسعه قرار داشت و این انقلاب “غیر ضروری” فرایند توسعه را متوقف کرد، باید پرسید چه زمینههایی میلیونها نفر را به واکنش علیه حکومت پهلوی کشاند؟ چنین نظریهای در بهترین حالت منطقا باید نقش قدرتهای خارجی را در برانداختن حکومت پهلوی برجسته کند و به نارضایتی میلیونی مردم به چشم معمایی حل نشده بنگرد. اگر هم منظور این است که مردم به دلیل عقب تر بودن از حکومت شاه به ستیز با آن برخاستند، دیگر نمیتوان از “نا به هنگامی” انقلاب سخن گفت. اگر هم اشاره به زودرسی وقوع انقلاب مد نظر است، باید پرسید در شرایط سرکوب و انسداد سیاسی، چه فضایی برای تغییرات تدریجی و قانونی وجود داشت که در پرتو آن زمینه تشکل و آگاهی سیاسی و دمکراتیک لازم فراهم شود؟بدین ترتیب آیا انقلاب۵۷ محصول اراده انقلابی، تصادف یا ضرورت اجتماعی بود؟ هر دو! معمولا در جوامعی که زمینه تغییرات تدریجی و اصلاحات وجود دارد، دیگر نیازی به انقلاب وجود ندارد. هنگامی که مسیر راه حلهای تدریجی و اصلاحات بسته میشود جامعه به سمت انقلاب میرود. انقلاب کودتا نیست که با برنامه ریزی یا اراده گروهی مصمم...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر